آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

دو سال با آلا بودن

1397/9/5 0:12
نویسنده : مامان
440 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل مامان.تولدت مبارک عزیزم.چقد زود این دو سال گذشت.

چقد تو فکر جشن تولدت بودم و براش تدارک دیدم.خیلی هم زحمت کشیدم.امشب وقتی همه مهمونا اومدن یه دفعه مامانم گفت زلزله.لوسترو نگاه کردم دیدم داره تاب میخوره.

همه مهمونا که همشونم خانوم بودن ترسیدن و جلوی در جمع شدن و جیغ و داد!!!که بدوین برین پایین.من همش داد میزدم نترسین جیغ نزنین.شما هم از این همه سر و صدا ترسیدی و تا یه مدت طولانی بهم چسبیدی.اصلا ازم جدا نشدی.چند تا از مهمونا از ترس رفتن پایین تو کوچه.البته همه همسایه ها و مردم زدن بیرون.ولی ما و بقیه موندیم خونه.بعد از کمی جشنو ادامه دادیم.ولی عمه اینا و سارا اینا رفتن.ترسیدن بازم زلزه بیاد.

من خیلی عصبی بودم.شما همش میگفتی بریم بیرون و گریه میکردی.نمیدونستم باید چی کار کنم.کیک ببرم چی کا  کنم.آخرش سهم کیک و میوه عمه ها رو دادیم با خودشون بردن.خیلی از دستت کلافه شدم.ولی بعده یه مدت بهتر شد و جشنو ادامه دادیم.۰یه ساعت بعدم مردامون اومدن.

دیگه کمی عکس گرفتیم و کیکو بریدیم.در کل من خیلی چیزی از مراسم نفهمیدم.مثله همیشه بهم خوش نگذشت.😔

اینم گذشت.

خوب دختر گلم،ماهپیش یادم رفت ماهگردتو بیام ثبت کمم.اصلا نمیدونم چطور فراموش کردم.

شیطون بلای من ماشالا خیلی باهوشی.بعضی وقتا یه چیزایی میگی که دهنمون باز میمونه.

حرف زدمت بامزس.بعضی حرفا رو یه چیز دیگه میگی خیلی بامزه میشه.به "ت" میگی "ب".به "ر" میگی "ل".

به شیر میگی شیل.

به نیفته میگی نیفبه.به افتادم میگی افبادم.😄

خیلیم شیر میخوری،کم غذا میخوری.همه بهم میگن چرا اینقد لاغری.دیگه انشاءالله از فردا میریم تو کار از شیر گرفتپ.😅بعدم از پوشک گرفتن.😄خدا کنه اذیت نشی و منو اذیت نکنی.

نزدیک یک ماهه که آرش میره مهد.خدا رو شکر از همون روز اول خودش موند.هر چند لحظه تول سختش بود و تو کلاس نرفت.من باهاش رفتم تو تا اومد تو کلاس.ولی بعد از بیرون اومدنم دیگه اصلا سراغمو نگرفت.دیگه با خیال راحت جاش میذاشتم و برمیگشتم.

اینم عکسای امشب 

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)